افسردگی

افسردگی

غالباً افراد در مقدمه ی آن انرژی و اراده ی خود را از دست می دهند و بی اختیار خود را به دست غم و اندوه می سپارند. افسردگی یکی از بیماری های جسمی و روانی است که از نظر فیزیکی در فعالیت او انحطاط حاصل شده و به شدت تمام احساس خستگی و کوفتگی می کند، عوارض آن بی خوابیهای طولانی مدت است و اعمال و افعال عضوی او بسیار کند و آرام و به همان نسبت به غذابی اشتها و از بازی و سرگرمی دوری می کند و به طور کلی در هیچ یک از اعمال خود حالت زنده دلی و نشاط نشان نمی دهد. نشانه ی مخصوص این تغییر، حالات متناوب اوست، به طوری که در برابر کمترین ناکامی متاثر و اشک از چشمانش جاری می شود و غالباً در حالت افسردگی زیاد از دنیا بیزاری جسته و دست به خودکشی می زنند. افسردگی فطری یک نوع عقب افتادگی عمومی ، طولانی و علاج ناپذیر است. چنان که در بیشتر افراد دیده شده که از روز تولد افسرده و مغموم و همیشه حالت خستگی و کوفتگی دارند، ممکن است هوش آن ها خوب باشد، اما مثل این است که توده ی عظیم روی هوش و عقل آنان انباشته شده است. این بیماری دارای  دوره های مختلف است . بعضی بیماران فقط به یکی از دوره ها مبتلا می شوند ، دسته ای دیگر برای یک مدت معین حالت افسردگی دارند، گاهی هم ممکن است دچار ملنیا (شعف جنون آمیز) شوند. در مواردی که مبتلا به افسردگی فطری می باشند، تشویق یا تصمیم گیری در حالشان بی فایده است و اگر هم به حال خود واگذار شوند، چون بیمار مبتلا به افسردگی، زیاد فکر می کند لذا شدت آن ممکن است دیگران را نیز ناراحت کنند.

غالباً زنانی که دوره ی ماهیانه ی نامرتب دارند یا به طور ناگهانی این دوره قطع  می شود، به یک نوع افسردگی و فرورفتگی دچار می شوند، اما دوران آن بسیار کوتاه است و پس از مدتی به حالت طبیعی خود بر می گردند. بسیاری از بیماران افسرده به خودی خود و یا در اثر عوض شدن محیط و تغییر زندگی معالجه شده اند، به طوری که بعد از بهبودی خاطرات گذشته را به یاد نمی آورند. نوع دیگر آن کاملاً عارض و اطلاقی است و یک انگیزه ی خارجی باعث به وجود آمدن آن می شود،که غالباً شدید نیست. محروم شدن از یک چیز، یا از دست دادن معشوق و یا ورشکستگی ناگهانی در امور اقتصادی و امثال این حوادث که با مغز و روح آدمی سر و کار دارد باعث این نوع افسردگی های عارضی  است. اساس این مطلب شناختن علت و انگیزه ی بیماری است، اگر روانشناس بتواند دلیل و سبب این بیماری را کشف کند، که غالباً مربوط به حوادث گذشته و سرخوردگی ها و  شکست های روحی بوده و  می تواند در اثر مداواهای مستقیم از حالت افسردگی خارج شود.

دلایل افسردگی های عارضی بسیار زیاد است ، یکی از  آن ها به مصرف رساندن انرژی فیزیکی خارج از اندازه است که گاهی اوقات با تحریکات عصبی و خشونتهای اطرافیان و صحنه های ناراحت کننده ی بسیار نزدیک به هم و امثال آن همراه است. آسان ترین وسیله ی درمان آن استراحت کامل در منزل یا در یکی از بخش های روانی و یا بهتر از آن گزراندن اوقات در صحراها و ییلاقها و جاهای تازه است. در حالی که بیمار بیشتر از مقدار لازم انرژی خود را به مصرف رسانده است، با داشتن خستگی زیاد استراحت در ییلاق چندان مفید به نظر نمی رسد، بلکه لازم است او را طبق یک بر نامه ی معین و منظم به کار های بسیار سبک وا داشت و به طوری باید با او مدارا کرد که کار کردن زیاد مانع از استراحت  او نباشد.

 یک شوک شدید گاهی می تواند اعصاب او را بیدار کند، اما اگر این افسردگی در یک محیط پر ازدحام برای او به وجود آمده باشد تغییر محل به یک محل تازه تا اندازه ای مفید است، زیرا در این محیط جدید با عواملی سر و کار دارند که نمی توانند به سوی حوادث گذشته بازگشت نمایند. گاهی افراد عصبی حالت افسردگی پیدا می کنند، به این علت که در مقابل محیط پر سر و صدا انرژی زیاد مصرف کرده و در نتیجه اعصاب آن ها از کار افتاده است. برای این بیمار هر نوع  فعالیت مضر است و معا لجه ی آن با آزمایش های پسیکوتراپی میسر است، زیرا این آزمایش ها وجدان او را بیدار کرده و ممکن است دو مرتبه فعالیت طبیعی خود را از سر بگیرد.

/ 0 نظر / 13 بازدید