انسان شناسی از دیدگاه مطهری

انسان، خلیفه ی خدا در زمین است، فطرتی خدا آشنا دارد و در عمق وجدان، او را درمی یابد، دارای بزرگترین ظرفیت های علمی در میان موجودات است. عنصر ملکوتی و الهی در نهاد خود دارد. آفرینشی، هدف مند و حساب شده دارد. و تصادفی و بی هدف آفریده نشده است، موجودی آزاد ومسئولیت پذیر و برخوردار از عزت نفس و کرامت است. زیبایی ها و   زشتی ها بر او الهام شده است. آزادانه، سعادت و شقاوت را برمی گزیند. موجودی است که تنها با یاد خدا آرامش می یابد، خودشناسی اش باعث خداشناسی او می شود و خدا فراموشی او به خود فراموشی منجر می گردد.

خواسته و خواهش هایش حد و مرزی نمی شناسد. همه ی نعمت های زمین برای او آفریده شده اند. مساحت من سفلی و من علوی برای او نیازهای مادی و متعالی ساخته است پس تنها محرک و انگیزه ی حرکت او، نیازهای مادی نیست. انسان، موجودی دردمند و خودآگاه و تکلیف پذیر است و از نفخه ی روح الهی آفریده شده است. یعنی شخصیت واقعی او از روح مجرد شکل گرفته هر چند با بدن مادی، همراه می شود.

ستمگری، نادانی، ناسپاسی، طغیان گری، شتابگری، فرصت طلبی، بخل و حرص ورزی و دیگر ویژگی های منفی انسان به ساحت حیوانی او – نه ساحت الهی – برمی گردد.

اما پرسش کلیدی این است که چرا انسان به خوبی ها یا بدی ها، خیر یا شر حرکت می کند آیا اختیار و اراده و تصمیمی در کار است یا جبر طبیعت و قضا و قدر الهی عامل اصلی است؟

بنابراین خداوند اراده کرده است تا انسان با اراده به کارهای خود بپردازند. پس قضا و قدر عینی و عملی خداوند بر این استوار است که اگر انسان بخواهد، کار خوب یا بدی انجام دهد، همان تحقق یابد و علم سابق خداوند به تمام اعمال آدمیان با اختیار لاحق   انسان ها منافات ندارد زیرا خداوند از ازل می دانست که انسان ها با اختیار و اراده، کارهای خود را سپری می کنند.

جبرگرایان قدیمی یا معاصر مانند پاره ای از فلاسفه یا روان شناسان یا جامعه شناسان یا زیست شناسان غربی با تأکید و توجه فراوان به عوامل و علل طبیعی یا روانی یا اجتماعی یا ژنتیکی، از عنصر اختیار و اراده ی انسان غفلت کرده اند. در حالی که وجدان آدمی، وجود تصمیم گیری را در اعمال خود می یابد. و اصولاً با نفی اختیار، تمام قوانین حقوقی، جزایی، تربیتی، اخلاقی و آموزشی و پژوهشی باید برچیده شود و بهشت و جهنم بی معنا و بعثت پیامبران لغو گردد.

مطهری، ضمن بیان مباحث گوناگون انسان شناسی در مقدمه ای بر جهان بینی و بیست گفتار به این مسأله ی حیاتی در کتاب انسان و سرنوشت و اصول فلسفه و روش رئالیسم پرداخته است و از نظریه ی اختیار و اراده ی انسان در طول اراده ی الهی و پذیرش عوامل طبیعی و محیطی دفاع کرده است.

/ 0 نظر / 8 بازدید